هر فریادِ ضد جنگ، ندای صلح نیست

هر فریادِ ضد جنگ، ندای صلح نیست

 

مردم، بارها در تاریخ، نه با شمشیر، بلکه با واژه‌ها شکست خورده‌اند. همیشه خطر در صدای توپ و تفنگ نبوده؛ گاه خطر در واژه‌هایی بوده که چنان آرام، انسانی و فریبنده بیان شده‌اند که کمتر کسی به پشت‌پردهٔ آن‌ها اندیشیده است. صلح، امنیت، آرامش، انسان‌دوستی، مخالفت با جنگ… واژه‌هایی که در ظاهر بوی خیرخواهی می‌دهند، اما تاریخ نشان داده است که هر واژهٔ زیبا، الزاماً در خدمت حقیقت و منافع مردم نیست.

جامعه‌ای که هر شعار ضد جنگ را بدون اندیشیدن، بدون سنجش و تنها از سر احساسات تکرار می‌کند، ممکن است ناخواسته در مسیری گام بگذارد که نه به صلح، بلکه به تثبیت قدرت، استمرار سرکوب، تغییر موازنهٔ منافع یا حفاظت از اهداف پنهان گروه‌هایی بینجامد که خود را پشت زبان انسان‌دوستی پنهان کرده‌اند. خطر، همیشه در آن‌جا نیست که کسی مردم را به جنگ فرا بخواند؛ گاه خطر در آن‌جاست که مردم، بدون بررسی، هر فریادی را که در ضدیت با جنگ سر داده می‌شود، حقیقت مطلق بپندارند و آن را بازنشر کنند.

واژهٔ «ضد جنگ» به‌خودیِ خود نه نشانهٔ آگاهی است و نه نشانهٔ خیرخواهی. همان‌گونه که هر جنگی الزاماً دفاع یا رهایی نیست، هر مخالفتی با جنگ نیز الزاماً در خدمت آرامش و منافع مردم نیست. سیاست، سال‌هاست که آموخته چگونه خود را در لباس واژه‌های اخلاقی پنهان کند. بسیاری از جریان‌های قدرت‌طلب، رسانه‌ای یا ایدئولوژیک، زمانی که نمی‌توانند با زبان آشکار به اهداف خود برسند، از زبان احساسات، ترس، نگرانی برای مردم، و شعارهای ساده‌فهم بهره می‌گیرند تا افکار عمومی را در مسیری هدایت کنند که کمترین مقاومت را در برابر خواسته‌هایشان ایجاد کند.

بزرگ‌ترین خطر، زمانی شکل می‌گیرد که مردم، به‌جای اندیشیدن، تنها بازتاب‌دهنده شوند؛ پیام‌ها را ببینند، تحت تأثیر قرار گیرند، آن را منتشر کنند، و بی‌آن‌که بپرسند چه نیرویی از این روایت سود می‌برد، خود به بخشی از زنجیرهٔ گسترش آن تبدیل شوند. هر بازنشر ناآگاهانه، هر همراهی احساسی و هر پذیرش شتاب‌زده، می‌تواند به ابزار تقویت روایتی بدل شود که شاید ظاهرش صلح‌طلبانه باشد، اما در عمل در خدمت موازنه‌های سیاسی، قدرت‌طلبی یا اهدافی فراتر از منافع مردم قرار گیرد.

جامعه‌ای که به ظاهر واژه‌ها دل می‌بندد، به‌آسانی بازیچه می‌شود. زیرا سیاست‌ورزی همیشه با فریاد آشکار همراه نیست؛ گاه در سکوت، در تصویرسازی، در انتخاب واژه، در جهت‌دهی رسانه‌ای و در مهندسی احساسات رخ می‌دهد. شعارهایی که بارها تکرار می‌شوند، اگر بدون پرسش پذیرفته شوند، می‌توانند ذهن‌ها را از تحلیل واقعیت دور کنند و مردم را به سربازان ناخواستهٔ یک روایت بدل سازند.

هشدار اصلی نه در ضدیت با صلح است و نه در ستایش جنگ. هشدار در برابر ناآگاهی و داوری‌های شتاب‌زده است. در برابر آن لحظه‌ای که انسان، بدون شناخت از منافع پنهان، بدون بررسی هزینه و پیامد، و تنها به دلیل ظاهر انسانی یک شعار، آن را حقیقت می‌پندارد. پرسش اساسی باید همیشه پابرجا بماند: این شعار، در خدمت چه کسی است؟ چه نیرویی از آن سود می‌برد؟ آیا هدف، حفظ جان و منافع مردم است، یا مهار افکار عمومی، تغییر رفتار جامعه و همسو کردن توده‌ها با پروژه‌ای که در پشت پرده طراحی شده است؟

بسیاری از مردم، نه از سر بدخواهی، بلکه از سر ناآگاهی، دلسوزی یا واکنش احساسی، در بازنشر چنین روایت‌هایی شریک می‌شوند. اما ناآگاهی، اگر با تکرار همراه شود، می‌تواند به نیرویی اثرگذارتر از آگاهی بدل شود؛ زیرا آنچه یک سیاست‌ورز یا جریان قدرت‌طلب به‌تنهایی نمی‌تواند انجام دهد، گاه مردم ناآگاه با دست خود، از راه اشتراک‌گذاری، تکرار و مشروعیت‌بخشی انجام می‌دهند.

از همین رو، مسئولیت امروز تنها مخالفت یا موافقت با یک شعار نیست؛ مسئولیت، تجزیه و تحلیل بر پایهٔ آمیزه‌ای از دانش، تجربه و اخلاق پیش از همراهی است. نه هر فریاد جنگ را باید پذیرفت و نه هر فریاد ضد جنگ را. جامعه‌ای که پیش از اشتراک‌گذاری، پیش از همراهی و پیش از داوری، بپرسد، بسنجد و تحلیل کند، کمتر بازیچه می‌شود. اما جامعه‌ای که تنها با ظاهر انساندوستانه "ضدیت با جنگ" حرکت کند، ممکن است ندانسته در صف کسانی بایستد که از احساسات مردم، نه برای صلح، بلکه برای پیشبرد منافع خود بهره می‌گیرند.

بزرگ‌ترین خطر همیشه جنگ نیست؛ گاه بزرگ‌ترین خطر، ذهنی است که پیش از فهم، همراه می‌شود؛ پیش از سنجش، تکرار می‌کند؛ و پیش از شناخت، به ابزار روایتی بدل می‌شود که پشت چهره‌ای آرام، می‌تواند اهدافی بسیار ناآرام‌تر را پنهان کرده باشد.

و درست در همین‌جاست که راه رهایی، نه در پیروی از هیجان و نه در تسلیم شدن به ظاهر واژه‌ها، بلکه در تجزیه و تحلیل آمیخته با دانش، تجربه و اخلاق معنا پیدا می‌کند؛ جایی که انسان، پیش از آن‌که همراه شود، می‌کوشد حقیقت را از روایت، خیرخواهی را از بهره‌برداری، و آگاهی را از بازیچه شدن جدا کند.
م.ن
@realistically برای آگاهی از مطالب بیشتر به کانال تلگرامی واقعیتگرایی بپیوندید.

#نه_به_جمهوری_اسلامی
#ما_ملت_کبیریم
#ایران_را_پس_میگیریم

Explore Our Recent Press Release

جمهوری اسلامی، گورخر صید شده

جمهوری اسلامی، گورخر صید شده

ترامپ عاقل

ترامپ عاقل

جنگِ احتمالی و عملکرد ما

جنگِ احتمالی و عملکرد ما

به ما و جنبش ما بپیوندید و بخشی از حرکتی بزرگتر باشید
صدای شما مهم است
Please fill the required field.